باحجاب شدن دختر بدحجابی که ارامش را در عزاداری امام حسین یافت
( برنامه از لاک جیغ تا خدا )
فاطمه نیرومند هستم نامم فاطمه ولی به اطرافیان می گفتم پانیذ صدایم بزنند اسم فاطمه را دوست نداشتم – تا ته بدحجابی و ارایش و مو و لاک رفتم ارام و قرار نداشتم و هر چی مد میشد می خریدم و خیلی در بدحجابی پیش رفتم و این موجب ناراحتی همسرم می شد – گاهی در رمضان روزه می گرفتم و اگر گرسنه و تشنه میشدم می خوردم بعضی وقت ها نماز می خوندم اما کلا چون ارایش زیاد داشتم نماز نمی خوندم که بخواهم برای وضو ارایشم را پاک کنم و حتی رفتن به جاهایی مثل حرم امام رضا چون ارایشم را باید پاک می کردم سختم بود
همسرم مذهبی است و هر وقت نماز می خوند می گفت: همیشه دعا می کردم یک زن با حجاب داشته باشم حداقل نماز بخونه و روزه بگیره – بیا فکر کن و این بدحجابی را تمام کن و به ارامش برس .... من می گفتم : ارایش یعنی اینکه چی بپوشم و از همه خانم ها برتر باشم - ارامش را در این چیزها می دیدم دوست داشتم مورد توجه دیگران قرار بگیرم.
قرار بود مادر شوهرم کربلا بره و یکی باید همراهش می رفت همسرم گفت: من مشغله کاری دارم و به من گفت: شما برو
برچسب:
نویسنده: نرگس محمدی
تاريخ: پنجشنبه
27 آبان
1395 ساعت: 18:03